این مطلب ۱۰۴ بار خوانده شده
تحقق وعده خلف صالح خميني كبير در نمازجمعه شهريور ۸۸:

خواهيد ديد در انتخابات ۲-۳ سال آينده همين مردم يك حضور مستحكمِ خواهند داشت

ان شاءاللَّه خواهيد ديد در انتخابات آينده - كه حالا دو سه سال ديگر است - همين مردم با وجود همين بازيگري اي كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بي خبران داخلي كردند، يك حضور مستحكمِ قوي اي در انتخابات خواهند داشت.
نسخه مناسب چاپ

متن كامل سخنان رهبر انقلاب به شرح زير است:

خطبه ي دوم
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي القاسم المصطفي محمّد و علي ءاله الاطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما عليّ اميرالمؤمنين و فاطمة الزّهراء سيّدة نساء العالمين و الحسن و الحسين سيّدي شباب اهل الجنّة و عليّ بن الحسين زين العابدين و محمّدبن عليّ الباقر و جعفربن محمّد الصّادق و موسي بن جعفر الكاظم و عليّ بن موسي الرّضا و محمّدبن عليّ الجواد و عليّ بن محمّد الهاديّ و الحسن بن عليّ الزّكيّ العسكريّ و الحجّة القائم المهديّ .
اللّهمّ صلّ عليهم و صلّ علي ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

اوصيكم عباد اللَّه بتقوي اللَّه
بار ديگر در اين خطبه، خودم و همه ي شما برادران و خواهران عزيز را توصيه و دعوت ميكنم به تقواي الهي. در رفتارمان، در گفتارمان، در عملكردمان، رعايت تقوا و پرهيزگاري را بكنيم.

در خطبه ي دوم، اولاً لازم است كه ياد مرحوم آيةاللَّه طالقاني و همچنين ياد شهيد آيةاللَّه مدني (رضوان اللَّه عليهما) را گرامي بداريم. اين ايام، مناسبت با هر دوي اين بزرگواران دارد و اين دو نفر جزو كساني هستند كه خاطره ي آنها از تاريخچه ي امامت جمعه در كشور ما انفكاك ناپذير است. حقاً و انصافاً هر كدام از اين دو مرد بزرگ به نحوي حقوق فراموش نشدني دارند و ياد فراموش نشدني اي از آنها در ذهنها و در تاريخ ما خواهد ماند.

يكي از مطالبي كه امروز در اين خطبه عرض ميكنم - در واقع مخاطب اين سخنان كه در حضور شما نمازگزاران عزيز و مردم عزيزمان عرض ميشود، جريانهاي سياسي، شخصيتهاي سياسي و مسئولان سياسي سابق و لاحق هستند - اين است كه از فرصت ماه مبارك رمضان استفاده كنيم. به عنوان بيان حقائق و نصايح، عرايضي را عرض ميكنيم؛ ان شاءاللَّه كه هم براي مخاطبان اين سخن، هم براي خود ما، هم بخصوص براي جوانهاي عزيزمان و مردم عزيز و مؤمنمان مفيد واقع شود.

اين كساني كه مخاطبند، البته كساني هستند كه تاكنون در درون نظام اسلامي تعريف شده اند؛ شخصيتهاي درون نظامند، جزو نظامند، كه ان شاءاللَّه در آينده هم همه در درون نظام باشند و براي اين نظام كار و تلاش كنند. اين درون نظام و برون نظام، يك مفاهيم تبليغاتي و شعارهاي پوچ نيست؛ تابلوي صرف نيست؛ يك شاخصهائي دارد، مبناهاي عقيدتي دارد، مبناهاي علمي دارد. تا حالا اينجور بوده، ان شاءاللَّه بعد از اين هم همين جور باشد.

يك مطلب اين است كه از اول انقلاب تا امروز، در جريان انقلاب و جريان اصيل اين مردم انشعابهائي به وجود آمده، تعارضهائي به وجود آمده است. بعضي از اين تعارضها و انشعابها خسارت زا هم بوده است؛ بعضي هم نه، با هشياري مردم، با آگاهي و مسئوليت پذيري عناصر فعال در اين جريانها، حل شده است؛ براي انقلاب و براي كشور باري درست نكرده است. اين اختلاف نظرها و انشعابهائي كه پيدا ميشود، همه يك جور نيست. بعضي انشعابها ناشي از اختلاف در مباني و در عقايد است؛ بعضي از اينها بحث عقايد و معتقدات نيست؛ بحث منافع است، دعوا بر سر منافع است؛ بعضي از اين اختلافها هيچكدام از اينها نيست؛ مسئله ي سلائق است، اختلاف ديدگاه و اختلاف سليقه در اجراي اصول است؛ در چهارچوب اصول و مباني، در روشها اختلاف به وجود مي آيد؛ لذا اينها يك جور نيستند.

خوب، از اول انقلاب در بين همين گروه هائي كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاي مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائي به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالي عليه) با همه ي اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعني اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتي كه اقتضاء كرد، برخورد كرد. يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كساني بودند كه عليه لايحه ي قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّي كار را به ترور و درگيري هاي خياباني كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوي برخورد كرد. در سطوح بالاي حكومت هم بود؛ نخست وزير بود، رئيس جمهور بود، حتّي بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كساني كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند. همه هم سوابق انقلابي داشتند، سوابق مذهبي داشتند، خيلي شان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضي واقعاً با امام درافتادند؛ بعضي نه، اختلاف نظري هم بود، اما به درگيري و دعوا و انشعاب و انشقاق نينجاميد. بعضي با امام درافتادند و مداراي امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مي آيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاي خلاف برداريد، خود من مي آيم سراغ شما. يعني امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتي احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتي كه مسئله، مسئله ي رسوخ دادن مباني غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند؛ برخورد كردند. اين در مورد آن چيزهائي است كه در اختلافات بنياني است.

حالا همانهائي هم كه اختلاف بر سر منافع دارند، گاهي رنگ عقيدتي و مبنائي به آن ميدهند. هر كدام از اينها باشد - يا آنهائي كه اختلاف در مباني و عقايد است، يا آنهائي كه اختلاف بر سر منافع است - آنجائي كه به درگيري با نظام و درگيري با انقلاب و پشت كردن به مباني انقلاب باشد، آن وقت حالت دشمن را پيدا ميكنند.

البته كسي عقيده اي مخالف داشته باشد، كاري به كار نظام نداشته باشد، نظام با او كاري ندارد. بعضي رائج كرده اند: «دگرانديشان». نظام با دگرانديشان چگونه رفتار ميكند؟ نظام با دگرانديشان كاري ندارد. اين همه دگرانديش هست. دگرانديش سياسي كه بالاتر از دگرانديش ديني نيست. خوب، ما اقليتهاي ديني داريم كه دگرانديشند، توي مجلس شوراي اسلامي هم عضو دارند، در مناصب مختلف هم حضور دارند. بنابراين بحث دگرانديشي نيست؛ بحث مخالفت است، بحث معارضه است، بحث ضربه زدن است، در مقابل نظام و در مقابل انقلاب شمشير كشيدن است. آني كه نظام با او برخورد ميكند، اين است. اما اگر اختلاف، اختلاف در سلائق است، در روشهاست، نه، اين اختلافات مضر نيست؛ نافع هم هست.

اشكالي ندارد كه مسئولان كشور، متوليان امور كشور منتقديني داشته باشند كه ضعفهاي آنها را به خود آنها نشان بدهند. وقتي انسان در مقام رقابت قرار بگيرد، مقابل منتقد قرار بگيرد، بهتر كار ميكند. اينجور نيست كه وجود منتقدين و كساني كه اين روش را قبول ندارند، آن روش را قبول دارند، براي نظام ضرري داشته باشد؛ منتها بايد در چهارچوب نظام باشد؛ اين اشكالي ندارد، اين مخالفت هيچ مخالفت مضري نيست؛ نظام هم مطلقاً با يك چنين مخالفتي برخورد نميكند. البته انتقاد بايد در چهارچوب اصول باشد. اصول انقلاب هم مشخص است كه چيست. اصول انقلاب امور سليقه اي نيست كه هر كه از يك گوشه اي در بيايد، سنگ اصول را به سينه بزند؛ بعد كه سراغ اين اصول ميرويم، مي بينيم بيگانه ي از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسي است؛ رهنمودهاي امام است؛ وصيت نامه ي امام است؛ سياستهاي كلي نظام است كه در قانون اساسي معين شده است كه اين سياستهاي كلي بايست تدوين بشود. در اين چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سليقه عيب نيست، كه حسن است؛ مضر نيست، كه مفيد و نافع است. اين يك مطلب است كه در ميدان معارضات اينچنيني، نظام با هيچ كس برخورد نميكند. آنجائي كه افراد در چهارچوب اصول رفتار كنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنيت جامعه نباشند، آسايش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از اين كارهاي خلافي كه انجام ميگيرد؛ دروغ پراكني و شايعه - نظام هيچگونه مسئله اي ندارد. مخالفيني هستند، نظراتي دارند، نظرات خودشان را بيان ميكنند؛ نظام برخورد نميكند. بناي نظام در اينجا، جذب حداكثري و دفع حداقلي است. اين، روش نظام است؛ اين را همه توجه بكنند. آن كساني هم كه نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمي دارند، در اين چهارچوب ميتوانند خودشان را مقايسه كنند. اگر كسي با مباني نظام معارضه كند، با امنيت مردم مخالفت كند، نظام مجبور است در مقابل او بايستد.

ما درباره ي افرادي كه به آنها اهانت ميشود، تهمت زده ميشود، ميگوئيم اينها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همين جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. اين خطاست كه كسي خيال كند چون نظام حاكميت است و قدرت سياسي است، نبايد دفاع كند؛ بي دفاع بماند؛ در مقابلش هرگونه مخالفتي، معارضه اي، قانون شكني اي، مرزشكني اي انجام بگيرد، بايد عكس العمل نشان ندهد؛ اين درست نيست؛ هيچ جاي دنيا هم چنين نيست. در اختلافات گوناگوني كه در بين احزاب دنيا وجود دارد - در همين كشورهائي كه خودشان را پيشرو دموكراسي ميدانند - هيچكدام از اين احزاب متعارض و متخالف، با اصول و مباني آن نظام مخالفت نميكنند؛ والّا از نظر مردم مردود هستند. دستگاه هائي دارند؛ دستگاه هاي رعايت قانون اساسي و دادگاه قانون اساسي - شبيه شوراي نگهبان خودمان - اينها را رد ميكنند. اينجور نيست كه قبول كنند يك نفري بيايد در يك نظامي عليه مباني آن نظام مبارزه كند، معارضه كند، آن وقت نظام در مقابل او ساكت و آرام بنشيند. به كمتر از آن هم گاهي ديده ميشود كه در همين نظامهاي اروپائي برخوردهاي خشن و تندي ميكنند؛ چيزهائي كه جزو اصول هم محسوب نميشود. بنابراين برخورد با نظام، برخورد با مباني نظام، ايستادگي و شمشير كشيدن روي نظام، جواب تند دارد؛ اما نظر مخالف داشتن، نظر متفاوت داشتن، آن وقتي كه با اين اشكالات همراه نباشد، تهمت و شايعه افكني و دروغ و از اين چيزها نباشد، نه، نظام هيچگونه برخوردي نخواهد كرد. شيوه ي نظام اين نبوده، امروز هم نيست و ان شاءاللَّه در آينده هم نخواهد بود. اين يك نكته.

نكته ي ديگري كه فعالان سياسي، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئوليتهاي گوناگون و متنفذين بشدت بايستي مراقب آن باشند، مسئله ي انحراف و فسادپذيري شخصي است؛ همه مان بايد مراقبت كنيم. انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهي لغزشهاي كوچك، انسان را به لغزشهاي بزرگ و بزرگتر و گاهي به پرتاپ شدن در اعماق دره هائي منتهي ميكند؛ خيلي بايد مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن اين هشدار وجود دارد. يك جا ميفرمايد: «ثمّ كان عاقبة الّذين اساؤا السّوأي ان كذّبوا بأيات اللَّه»؛(۱۵) عاقبت بعضي از كارها اين است كه انسان به آن خانه ي بدترين ميرسد كه تكذيب آيات الهي است. يك جا ميفرمايد: «فأعقبهم نفاقا في قلوبهم الي يوم يلقونه بما اخلفوا اللَّه ما وعدوه»؛(۱۶) خلف وعده ي با خدا كردند، اين موجب شد نفاق در دلهايشان به وجود بيايد. يعني انسان گناهي انجام ميدهد، اين گناه انسان را به وادي نفاق ميكشاند؛ كه نفاق، كفر باطني است. همين جا در قرآن، كافرين و منافقين در كنار هم هستند. در يك آيه ي ديگر ميفرمايد: «انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقي الجمعان انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا».(۱۷) ايني كه مي بينيد يك عده اي در مقابل دشمن منهزم ميشوند، طاقت نمي آورند، نميتوانند ايستادگي كنند، به خاطر آن چيزي است كه قبلاً از اينها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب كرده اند. لغزشها انسان را فاسد ميكند. اين فساد، به انحراف در عمل و گاهي به انحراف در عقيده منتهي ميشود. اين هم بمرور پيش مي آيد؛ دفعتاً پيش نمي آيد كه ما فكر كنيم يك نفري شب مؤمن ميخوابد، صبح منافق از خواب بيدار ميشود؛ نه، بتدريج و ذره ذره پيش مي آيد. اين، علاجش هم مراقبت از خود است. مراقبت از خود هم يعني همين تقوا. بنابراين علاجش تقواست. مراقب خودمان باشيم. نزديكان افراد مراقبت كنند؛ زنها از شوهرهايشان، شوهرها از زنهايشان، دوستان نزديك از همديگر؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر».(۱۸) از يكديگر مراقبت كنيم، براي اينكه دچار نشويم. مردم مسئولين را موعظه كنند، نصيحت كنند، خيرخواهي كنند، بنويسند براي آنها، بگويند براي آنها، پيغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند. خطرات لغزش مسئولين هم براي نظام، براي كشور و براي مردم بيشتر است. انسان گاهي در بعضي از حرفها، در بعضي از اقدامها و تحركات، اين را احساس ميكند؛ نشانه هاي يك چنين انحرافي را انسان مشاهده ميكند. به خدا بايد پناه برد، از خدا بايد كمك خواست.

نكته ي بعدي اين است كه عين همان چيزي كه در مورد يك شخص ممكن است پيش بيايد - يعني فساد و انحراف - در يك نظام هم ممكن است پيش بيايد. در يك نظام حكومتي، يك نظام سالم، يك نظام اسلامي، همين بيماري اي كه اشخاص ممكن است دچارش بشوند، ممكن است به سراغ نظام اسلامي بيايد، به سراغ جمهوري اسلامي بيايد. اسم، جمهوري اسلامي باشد، ظاهر اسلامي باشد، صورت، صورت اسلامي باشد، اما سيرت و رفتار و عملكرد و برنامه ها، برنامه هاي غير اسلامي؛ همان مسئله ي صورت و سيرت انقلاب كه سال گذشته براي دانشجويان عزيز در يك جائي اين را مطرح كردم.

حركت جامعه و نظام دو جور است: حركت مثبت، حركت منفي؛ حركت به سمت عروج و اوج، حركت به سمت نزول و سقوط. حركت به سمت اوج اين است كه جامعه به عدالت خواهي نزديك شود؛ به دين، رفتار ديني و اخلاق ديني نزديك شود؛ در فضاي آزادي رشد پيدا كند؛ رشد عملي، رشد علمي و رشد صنعتي پيدا كند؛ در بين جامعه، تواصي به حق و تواصي به صبر وجود داشته باشد؛ جامعه روزبه روز در مقابل دشمنان خدا، دشمنان دين، دشمنان استقلال كشور، احساس اقتدار بيشتري بكند، ايستادگي مقتدرانه ي بيشتري بكند؛ روزبه روز در مقابل جبهه ي ظلم و فساد بين المللي ايستادگي خودش را بيشتر كند؛ اينها رشد است، اينها نشانه ي حركت مثبت جامعه است؛ دنيا و آخرت يك جامعه را اينها آباد خواهد كرد. ما بايد دنبال يك چنين حركت مثبتي باشيم. اما نقطه ي مقابل اينها، يك حركت به سمت تنزل هم وجود دارد: به جاي حركت به سمت عدالت، حركت به سمت شكافهاي عظيم اقتصادي و اجتماعي با توجيه هاي گوناگون؛ به جاي استفاده ي از آزادي براي رشد علمي و رشد عملي و رشد اخلاقي، لااباليگري و استفاده ي از آزادي در جهت فساد و فحشا و اشاعه ي گناه و اشاعه ي خلاف؛ به جاي ايستادگي در مقابل مستكبران، متجاوزان و غارتگران بين المللي، به جاي اقتدار نشان دادن در مقابل اينها، در مقابل آنها منفعل شدن، احساس ضعف كردن، عقب نشيني كردن؛ آنجائي كه بايد به آنها اخم كرد، به آنها لبخند زدن؛ آنجائي كه بايد بر سر حقوق خود ايستاد، از حقوق صرف نظر كردن - حالا حق هسته اي و غير هسته اي - اينها نشانه هاي انحطاط است. حركت جامعه بايد به سمت آن تعالي و آن ارزشها، حركت به سمت بالا باشد؛ حركت مثبت باشد. اين حركتهاي به سمت پائين، همان بيماري هائي است كه براي نظام اسلامي ممكن است پيش بيايد؛ و اين خطر براي نظام اسلامي است؛ مردم بايد بيدار باشند. جمهوري اسلامي آن وقتي واقعاً جمهوري اسلامي است كه با همان مباني مستحكم امام، همان چيزهائي كه در دوران حيات مبارك امام مطرح بود، شعار بود، بجد دنبال ميشد، با همان شعارها پيش برود. هر جا ما با آن شعارها پيش رفتيم - من با بصيرت عرض ميكنم، بنده اوضاع اين سي سال را از نزديك آزمايش كردم - پيشرفت با ما بوده است، پيروزي با ما بوده است، عزت با ما بوده است، منفعت دنيائي هم با ما بوده است؛ هر جا از آن شعارها عقب نشيني كرديم و كوتاه آمديم، به دشمن ميدان داديم، ضعف پيدا كرديم، عقبگرد پيدا كرديم، عزت به دست نيامده است، دشمن جري تر شده است، پيشتر آمده است؛ از لحاظ مادي هم ضرر كرديم. اين خطاست كه بعضي خيال كنند علاج مشكلات كشور - چه مشكلات اقتصادي، چه مشكلات اجتماعي، چه مشكلات سياسي - اين است كه انسان در مقابل دشمن مستكبر سلاح را بيندازد؛ دشمن مستكبر همين را ميخواهد.

همه ي اين بلواهائي كه شما مشاهده كرديد در دوره ي بعد از انتخابات پيش آمد و پيش آوردند و آنها حمايت كردند، براي همين بود كه شايد بتوانند پشتوانه ي مردمي انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگيرند. بنده عرض كردم نشانه ي اعتماد مردم به اين نظام، حضور چهل ميليوني در انتخابات بود. حالا در راديوهاي بيگانه و متأسفانه بعضي هم در داخل همنواي با آنها، هي اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتيم ايني كه هشتاد و پنج درصد مردم مي آيند رأي ميدهند، چهل ميليون پاي صندوقها مي آيند، به هر كسي كه رأي ميدهند، خود آمدن پاي صندوق، نشانه ي اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براي اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضي در لباس دلسوزي گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان شاءاللَّه خواهيد ديد در انتخابات آينده - كه حالا دو سه سال ديگر است - همين مردم با وجود همين بازيگري اي كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بي خبران داخلي كردند، يك حضور مستحكمِ قوي اي در انتخابات خواهند داشت.

پس نكته اين است كه بايد همه مراقب باشيم كه نظام جمهوري اسلامي - كه نظام اسلامي است، نظام ديني است، مفتخر به اين است كه در قالب احكام دين و اسلام و قرآن ميخواهد حركت كند - تبديل نشود به يك نظام بي اعتقاد به دين؛ به قول آقايان، يك نظام سكولار؛ باطن سكولار، ظاهر ديني؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربي و قدرتهاي مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر ديني و مسائل دينيِ دم دستي؛ اينجوري نشود. نظام اسلامي بايد به معناي واقعي كلمه، اسلامي باشد و روزبه روز به مباني اسلام نزديكتر شود؛ اين است كه گره هاي فروبسته را باز ميكند، اين است كه مشكلات را حل ميكند، اين است كه به جامعه عزت و اقتدار ميدهد، اين است كه طرفداران نظام جمهوري اسلامي را در همه جاي دنيا بيشتر خواهد كرد.

عده اي نگاه ميكنند به دشمني ها، دلشان را از دست ميدهند؛ زهره شان آب ميشود از اينكه مي بينند دهانهاي از خشم گشوده، عليه جمهوري اسلامي بدگوئي ميكنند، حرف ميزنند. خوب، همه ي نظامهاي عالم، همه ي حكومتهاي عالم دشمناني دارند و دوستاني؛ امروز هم اينجور است، در طول تاريخ هم اينجور بوده. هيچ حكومتي را شما پيدا نميكنيد كه همه ي مردم در داخل آن حكومت و خارج آن حكومت با او خوب باشند يا همه با او بد باشند؛ نه، يك عده اي موافق دارند، يك عده اي مخالف. حكومت پيغمبر هم همين جور بود، حكومت اميرالمؤمنين هم همين جور بود، حكومت معاويه و يزيد هم همين جور بود؛ يك عده اي موافق، يك عده اي مخالف. جمهوري اسلامي هم همين جور است؛ يك عده اي موافقش هستند، يك عده مخالفش هستند؛ منتها مسئله اين است كه ببينيم موافقين يك حكومت كي هايند، مخالفين اين حكومت كي هايند؛ اين شاخص است.

يك حكومتي هست كه هرچه غارتگر بين المللي است، با او مخالف است؛ هرچه زورگوي بين المللي است، با او مخالف است؛ هر دولت داراي سابقه ي سياه استعمارگري با او مخالف است؛ هر سرمايه دار صهيونيست خبيثي با او مخالف است. خوب، اين مخالفتها مايه ي افتخار است؛ اينها كه نبايد كسي را بترساند. موافقينش كي هايند؟ ملتهاي مؤمن در سرتاسر دنيا موافق با او هستند؛ ملتهاي مسلمان، غير ايراني؛ در آفريقا، در كشورهاي آفريقاي شمالي، در نقاط مسلمان نشين آفريقا، در آسيا، تا اندونزي، تا مالزي، در كشورهاي عربي، غير عربي، در اروپا، جماعتهاي مسلمان، ملتهاي مسلمان، دوستدار او هستند، هوادار او هستند.

در مسابقه ي فوتبال چند سال قبل، تيم ايراني بر تيم مقابلش پيروز شد. توي قهوه خانه هاي يكي از كشورهاي شمال آفريقا جوانها نشسته بودند، گلزن ايراني كه گل ميزد، اينها كف ميزدند. يكي به آنها گفت شما كه كشور خودتان نيست، چه كار داريد به اينكه بازيكن ايراني مثلاً يك گل زد توي دروازه ي طرف مقابلش، كه او هم دشمن شما نيست. ميگفتند پيروزي ايران، پيروزي ماست؛ حتّي در ميدان فوتبال! اينها قيمت دارد.

در بلواهاي بعد از انتخابات، مسلمانان كشورهاي مختلف اسلامي نگران بودند؛ پيغام ميدادند به آشنايان خودشان در اينجا، كه در ايران چه خبر است؟ اينها ميگفتند ناراحت نباشيد، نترسيد، جمهوري اسلامي قوي تر از اين حرفهاست. يك حكومتِ اينجوري است؛ دشمنانش آنهايند، دوستانش اينهايند. همه ي بدها و شمرهاي عالم با او دشمنند، همه ي مظلومان با او موافقند؛ ملت فلسطين طرفدار اوست، ملتهاي عربيِ مقاوم طرفدار او هستند. بله، دولت آمريكا هم مخالفش است، دولت انگليس هم كه خباثت دويست ساله در ايران دارد - سابقه ي خباثت انگليسي ها در ايران، دويست ساله است - با او مخالف است. اين مخالفتها كسي را به وحشت نمي اندازد. اما يك دولتي بعكس است؛ طرفدارش عبارتند از دزدها و غارتگرها و مستكبرين و زورگويان عالم، مخالفينش عبارتند از ملت خودش يا ملتهاي مؤمن و ملتهاي مظلوم؛ اين مايه ي ننگ است. جمهوري اسلامي تا امروز مخالفيني داشته است از آن قبيل مخالفين؛ دزدهاي عالم، غارتگرهاي عالم، مستكبرين عالم؛ اينهايند كه با جمهوري اسلامي مخالفند؛ اينهايند كه در مجامع جهاني سعي ميكنند با جمهوري اسلامي مقابله و مخالفت كنند؛ اما آحاد مردم، توده هاي مردم، دولتهاي مستقل، سياستمداران منفك از آن قدرتها، ملتهاي مظلوم، اينها موافق با جمهوري اسلامي اند. به خاطر ترس از اينگونه مخالفتها، نبايد چهره ي تسليم به دشمن نشان داد. به هر حال نسل جوان ما بايستي هشيار باشد.

جوانهاي عزيز! اين كشور مال شماست، فردا متعلق به شماست. يك نظام مقتدر - چه اقتدار علمي، چه اقتدار سياسي، چه اقتدار اقتصادي، چه اقتدار اطلاعاتي، چه اقتدار تحرك در مناطق گوناگون جهان و اقتدار بين المللي - مايه ي عزت شماست، مايه ي افتخار شماست و شما بايد براي تكميل و تتميم چنين نظامي تلاش كنيد و احساس وظيفه كنيد. جوانها وظيفه دارند.

جمهوري اسلاميِ به معناي حقيقي - يعني همان جمهوري اسلامي كه امام (رضوان اللَّه تعالي عليه) براي ما پايه گذاري كرد و به كشور ما هديه داد - ميتواند همين خصوصيات را تأمين كند؛ اقتدار بين المللي را، اقتدار سياسي را، عزت را، رفاه دنيا و آبادي معنوي آخرت را. اما مراقب باشيد يك نظام جمهوري اسلامي تقلبي نخواهند براي ما درست كنند؛ كاري كه در ده سال گذشته هم بعضاً حركاتي انجام گرفت، اما خداي متعال مهار كرد؛ مردم بيدار بودند، هشيار بودند، اجازه ندادند. ميخواستند كارهائي بكنند، شعارهاي امام را به موزه بسپرند؛ صريحاً ميگفتند كه اينها كهنه شده! نه، شعارهاي انقلاب كهنه شدني نيست؛ هميشه تازه است، هميشه براي آحاد مردم جذاب است. شعاري كه به نفع مستضعفين است، شعاري كه به نفع عزت ملي است، شعاري كه در آن مقاومت و ايستادگي است، اين شعارها هيچ وقت كهنه نميشود؛ براي هيچ ملتي كهنه نميشود، براي نظام ما هم كهنه نخواهد شد.

هفته ي آينده - جمعه - روز قدس است؛ اين يكي از برجسته ترين يادگارهاي امام عزيز ماست؛ نشانه ي دلبستگي انقلاب و دلبستگي ملت ما به ماجراي قدس شريف و ماجراي فلسطين است. به بركت روز قدس، اين نام را ما توانستيم هر سال در دنيا زنده نگه داريم. خيلي از حكومتها و خيلي از سياستها ميخواستند، مايل بودند، تلاش كردند، پول خرج كردند كه مسئله ي فلسطين فراموش شود. اگر تلاش جمهوري اسلامي نبود، اگر ايستادگي جمهوري اسلامي با تمام قوا در مقابله ي اين سياست خباثت آلود نبود، بعيد نبود كه بتوانند مسئله ي فلسطين را بتدريج به زاويه بكشانند؛ اصلاً فراموش كنند. الان هم خود دستگاه استكبار و خود صهيونيستهاي خبيث معترفند، معتقدند و ناراحتند از اينكه جمهوري اسلامي پرچم فلسطين را برافراشته است و نميگذارد كه با سازشكاري هائي كه ميخواهند انجام بدهند، مسئله ي فلسطين را از دور خارج كنند. روز قدس، روز زنده كردن اين ياد و اين نام است. امسال هم به توفيق الهي، به هدايت الهي، ملت عظيم ما در تهران و در همه ي شهرستانها روز قدس را گرامي خواهند داشت، راهپيمائي خواهند كرد. در كشورهاي ديگر هم بسياري از مسلمانان در روز قدس از ملت ايران تبعيت ميكنند. روز قدس، روز متعلق به مسئله ي قدس است و ضمناً مظهر وحدت ملت ايران است. مراقب باشيد در روز قدس كساني نخواهند از اين اجتماعات براي ايجاد تفرقه استفاده كنند. از تفرقه بايد ترسيد. با تفرقه بايد مقابله و معارضه كرد. تفرقه نبايد به وجود بيايد. آن وقتي ملت ايران ميتواند پرچم قدس را با افتخار بلند كند كه يكپارچه باشد. در طول اين سالها سعي كردند اين را هم به هم بزنند، اما بحمداللَّه نتوانستند؛ ان شاءاللَّه بعداً هم نخواهند توانست.

پروردگارا! به محمد و آل محمد روزبه روز ملت ما را سرزنده تر، بيدارتر، قوي تر، مقتدرتر و بانشاطتر قرار بده.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
و العاديات ضبحا. فالموريات قدحا. فالمغيرات صبحا. فاثرن به نقعا. فوسطن به جمعا. انّ الانسان لربّه لكنود. و انّه علي ذلك لشهيد. و انّه لحبّ الخير لشديد. أ فلا يعلم اذا بعثر ما في القبور. و حصّل ما في الصّدور. انّ ربّهم بهم يومئذ لخبير.(۱۹)
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.